آمار
دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین
مَـــــــــردِ تنهاے شَــــــب

مَـــــــــردِ تنهاے شَــــــب

 

دوشیزه ی عشق من مادری بیگانه است

و ستاره ی پرشتاب بر مداری مایوس جاودانه می گردد....

 

 

 

هنوز هست!!!!

عشق واقعی را میگویم...

خیانت هست،دروغ هست، بازی با دل هم هست، درست....

ولی یه جایی گوشه دل پاک بعضیا، به دور از گناه ها و بدی ها،

هنوز هم هست عشق واقعی ...

.

.

.

دستمو ول نکن هنوز بدجوری من دوست دارم ...

 

 

نوشته شده در دوشنبه ۳ فروردین۱۳۹۴ساعت 22:40 توسط رضــــــــا | |

 

خــــــــــدایا دریاب این بنده ات را..

بنده ای ک تو خنده هاش گفت: خـــــــــــــــدایا شـــــــــــکرت !!

و تو گریه هاش گفت: خــــــــدا بــــــــــزرگه !!

و وقتی ادمات دلشو شکستن گفت: مــــــــــنم خدایی دارم ...

نوشته شده در دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 18:31 توسط رضــــــــا | |

 

 

هیچ چیزت را به من نگو ... هیچ چیزت را به من نده ...

بگذار گمان گندم نگاهت در ذهن لهجه دار من با شک به هستی عجین شود ...

 

 

نوشته شده در جمعه ۲۱ آذر۱۳۹۳ساعت 17:45 توسط رضــــــــا | |


دلم پر می زند برای روز هایی که

هر آهنگ عاشقانه ای با تصویری از چشمان تو در قلبم لانه میکرد ..

بی خبر از اینکه روزی یاد آن چشم ها قلبم را به آتش میکشد....

امروز من مانده ام و اتاقی پر از صدای آهنگ های محبوبمان ......

و قلبی که هرروز آتش میگیرد

در میان این همه تصویر ، از چشمانت ....

R ~ N 

14 آبان93

           



نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ آبان۱۳۹۳ساعت 12:54 توسط رضــــــــا | |

 

پارسال دقیقا همین روزا بود ک اون اتفاق تلخ افتاد

چقدر با ناامیدی دعا کردم چقدر نذر و نیاز کردم ک زنده بمونه هم خودش هم بچه ش...

اون موقع فکرشم نمیکردم ک کاری کنی هم خودش زنده بمونه هم نورا سالم ب دنیا بیاد

چقدر خوشحال شدم انگار دنیا رو بهم داده بودن ...

ولی خداجون ...

اگه عمرش به دنیا نبود چرا پارسال گذاشتی زنده بمونه ؟

چرا کاری کردی بچه به دنیا بیاد و بعد یه سال جونشو بگیری؟

ک داغ دلمونو بیشتر کنی؟

چرا اصن اینبار فرصت دعا کردنم بهمون ندادی؟؟

خدایا اخه اون طفل معصوم چه گناهی داشت؟

خدایا حکمتتو شکر...

تو خدایی بهتر از ما صلاح بنده تو میدونی ...

نورا عزیز دلم:

مطمئنم ک الان خوشحالی و جات خیلی از این دنیا راحت تره

میدونم ک الان داری حرفامو میشنوی و اشکامو میبینی

پارسال فکرشم نمیکردم ک حتی بتونی زنده بمونی و به دنیا بیای

چه برسه به اینکه یه روزی بخوای همه هستیم بشی ...

آخه چرا تنهامون گزاشتی ؟ رفتی ک مامانت تنها نباشه ؟؟؟

داداشی قربون اون چشمای نازت بره چقدر زود رفتی بهشت

 

 

عسل بانو هنوزم پیش مایی اگر چه دست تو تو دست من نیست ....

 

نوشته شده در جمعه ۲۸ شهریور۱۳۹۳ساعت 23:4 توسط رضــــــــا | |

 

مرا بی وفا خطاب میکنند...
اما ای کاش میگفتند: من بی وفای کدام با وفا بودم؟؟؟

نوشته شده در یکشنبه ۲ شهریور۱۳۹۳ساعت 19:24 توسط رضــــــــا | |

 

 

نیستش ... نمی دونم کجاست ! چه می کنه !
ولی می دونم که ندارمش ....
هیچوقت نخواستم که تــ♥ــــو رو با چشمات به یاد بیارم 
نه نمی خواستم که تـــ♥ــو رو تو گم ترین آرزوهام ببینم
نمی خواستم که بی تــ♥ــو به دیوارا بگم : هنوزم دوستت دارم .
آخه تو حول و ولای پریشونی تــ♥ـــو رو نداشتن ...

 تو گیرو داره : ” ای بابا! دله تو هیچ ، حال اون خوش ! ”

ای بی مروت !

دیگه دلی می مونه ؟ که جونه دله کبوتر بتپه
که با شما از جونه زندگیش بگه ؟
بگه که هنوز زندس ؟
اگه صدا صدای منه
نفس اگه نفسه تـــ♥ــو ...
بزار که اون خوش غیرتاش بدونن که

دل دیگه دل نیس ، دیگه دل نمیشه
نه دیگه این واسه ما دل نمیشه ....

 

تولدم مبارک :) 

خدایا قرار پارسالمونو یادته ؟؟؟

قرار بود امسال روز تولدم یا کنار اون باشم یا کنار خودت .. 

نه قرارمون این نبود خدا...دمت گرم ..باز خوبه که امسال کنار امام رضام میتونم حرفامو بهش بگم.

راستی!

 منم رفتنی بودم ولی نه بی خداحافظ ... با مرام 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ مرداد۱۳۹۳ساعت 9:5 توسط رضــــــــا | |

 

 

طولانی که می نویسم ، نگران چشم هایت می شوم....

R ~ N

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ تیر۱۳۹۳ساعت 22:30 توسط رضــــــــا | |

 

چقدر کم توقع شده ام 

نه آغوشت را می خواهم

نه یک بوسه

نه دیگر بودنت را..

همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست

مرا به آرامش می رساند…

حتی اصطحکاک سایه هایمان…

 

 

هر جا هستی و با هرکی خوشی ، خوشیت دعامه 

ولی دست خودم نی که غمت بغض صدامه .... :(

نوشته شده در دوشنبه ۹ تیر۱۳۹۳ساعت 11:51 توسط رضــــــــا | |

 

How can u                                  0  
How can u "sm-le" without "i"             0    
How can u be "f-ne" wihtout "i"                  0
How can u "w-sh" without "i"                  0
How can u be "fr-end" without "i"       0

 0                "i" am very important

but this "i" can never achive "s-cces"    0


without "u".......  0                  

 

 

کاش میتونستم بهت بفهمونم .....

هرچند اگه میتونستمم فرقی نمیکرد ...  

اینه سرنوشت دلی ک هیچوخت راهشو کج نکرد .. خیلی تلخ ... 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ خرداد۱۳۹۳ساعت 20:11 توسط رضــــــــا | |

 

یک بوم دو هوا ... خستم بخدا 

نمیخام و میخام بشم از تو جدا ... 

:(

نوشته شده در پنجشنبه ۱ خرداد۱۳۹۳ساعت 21:0 توسط رضــــــــا | |


از عشق زیاد شنیدم

اما طعم عشق را زمانی چشیدم که در چشمان " او "

اشک هایی را دیدم که برای پاک شدن ،

ب جز دستان " من " به هیچ دستی اعتماد نکردند ...



به جرم عاشقی ...


نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت۱۳۹۳ساعت 21:14 توسط رضــــــــا | |


میدانی که غیرتم همه چیزم است ...

بی انصاف

لااقل به خوابم که می آیی ،

تنهـــــا بیا ...



نوشته شده در سه شنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۳ساعت 22:0 توسط رضــــــــا | |

خوش بحالت غریبه ! دنیای کسی هستی که دنیای من است ... چنان در تو غرق شده که بخاطر تو مرا نادیده میگیرد... مرا .. اشک هایم را ... دلتنگی هایم را ... غم نگاهم را ... بغض هایم را .. می بیند و چشم هایش را می بندد ... فقط بخاطر تو ! من مغرور را به جایی رساندی ک همه وجودم را بغض فرا گرفته ... 
بغض حسادت به تو! خوش بحالت غریبه ....
 R ~ N
نوشته شده در شنبه ۳۰ فروردین۱۳۹۳ساعت 14:27 توسط رضــــــــا | |


ب همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم

سهم تو شد روز تازه سهم من اشک ک بریزم

ب همین سادگی کم شد عمر گل بوته تو دستم

گله از تو نیس میدونم "خودم اینو از تو خاستم "

به جون ستاره هامون تو عزیز تر از چشامی

هرجا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی

تو رو محض لحظه هامون نشه باورت یه وختی

ک دوست ندارم اینو بخدا گفتم بسختی

من اگه دوست داشتم پای غم هات نمیموندم

واست این همه ترانه از ته دل نمیخوندم

اگه گفتم برو خوبم واسه این بود ک میدیدم

داری آب میشی میمیری اینو از همه شنیدم

دارم از دوریت میمیرم تا کنار من نسوزی

از دلم نمیری عمرم ، نفسامی ک هنوزی

تو رو محض خیره هامون ک نفس نفس خدا شد

از همون لحظه ک رفتی روحم از تنم جدا شد 

تو ک تنها نمیمونی من تنها رو دعا کن

خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن

دست تو اول عشقه بسپرش ب آخرین مرد

مردی ک پشت یه دیوار واسه چشمات گریه میکرد

واسه چشمات گریه میکرد ...

.
.
.
.
بی خداحافظی میرم ولی

یه روزی برمیگردم

 روزی ک بتونم حرفامو عملی کنم

 عهدمو هیچوخت یادت نره

"تا آخـــــــــر راه "

نوشته شده در چهارشنبه ۲۸ اسفند۱۳۹۲ساعت 5:11 توسط رضــــــــا | |

Design By : Mihantheme